هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
485
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
سرنيزهء مفرغى ديده شد به طول 15 اصبع . « 1 » 2 شمشير مفرغى و 2 چاقوى طويل مفرغى نيز بود . وقتى كه اينها را پيدا كردند ، يك تكه متقال كه محكم و خوب نساجى شده بود ، يافتند . از قرينه مىگفتند كه متعلق به غلاف اينها است . قرصهاى طلا ، بعضى مدوّر و برخى شبيه به اوراق اشجار ، كه روى هم رفته 700 عدد مىشدند ، ديده شد . همه فرو رفته و كج و معوج بودند . در حين كندن زمين ، ضرب كلنگ و بيل فرو برده ، يكى از قرصها كه طولش تقريبا 2 اصبع و نيم بود ، هيچ سوراخى و فرورفتگى « 2 » نداشت . از قرار منقول ، اين زر و زيور را با مرده دفن مىكردند . ظروف گلى بىلعاب و استخوان انسان ، كه مىگفتند مال 1500 سال قبل است ، زياد ديده شد . 4 صندوقچهء مس زنگزده ، ديده شد . گفتند اينها پهلوى سر مرده پيدا شده [ است ] . كهرباهاى « 3 » زياد هم بود . 2 سنجاق طلاى بلند ، كه سرشان مجسمهء « گاو » و « آهو » بود ، ديده شد . در آن زمان ، اين سنجاقها را به سر براى نگاه داشتن مو نصب مىكرد . حالا مثل همين سنجاقها [ را ] به گردنبند مىزنند . يك زيور ديگرى بود شبيه به گل درشت . 36 ورقه طلاى بسيار نازك را بهطور برگهاى گل ، پهلوى يكديگر جوش داده بود . آلات ديگر نيز بود ، شبيه به « ماهى » و « شبپرك » و « آهو » ، كه سرش مثل سر « عقاب » بود و « شير » و « جغد » و « شغال » . بسيار خوب ساخته بودند . باوجود به اين كوچكى ، تمام اعضا را واضح درست كرده بودند . غلاف خنجرى بود ، كه مجسمهء 2 مرد و 3 شير ، شبيه به « شيرهاى ايران » روى آن كار گذاشته بودند . يك نفر با تبر به طرف شير حمله كرده بود . شير هم براى او كوس بسته بود . « 4 » دو شير ديگر هم دم علم كرده ، در گريز بودند . معلوم مىشود اين را پس
--> ( 1 ) . انگشت دست يا پا ، كه به 9 صورت خوانده مىشود : اصبع ، اصبع ، اصبع . . . ( 2 ) . در اصل : فرورفتهكى ( 3 ) . معرب كاهرباى فارسى . صمغ درختى است كه چون ماليده شود ، كاه را جذب كند و خاصيت الكتريسيته دارد . ( 4 ) . كوس بستن ، جمع كردن شير و ببر و پلنگ خود را به جانب دامى يا حيوانى يا انسان . جستن از دور . خود را براى جستن گرد كردن ، آمادهء حمله به انسان يا حيوان شدن . ابتداى حمله شير و ببر و پلنگ .